مخلص کلام اینکه همین دیروز پریروزا بود که توی اعتماد ملی خوندم که صفایی فراهانی عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفته بود که کاری نکنیم که فیفا توی انتخابات فدراسیون فوتبال دخالت کنه. با خودم گفتم باز این مرتیکه ککی توی تومّونش افتاده و دوباره به فکر انتقام گرفتن افتاده. اما امروز توی یکی از سایت ها دلیل این حرفهای صفایی قراهانی رو خوندم و ماجرا از این قراره که از اونجایی که شانس علی آبادی برای پیروزی توی انتخابات فدراسیون فوتبال از همه بیشتره لذا جناب صفایی که چشم دیدن موفقیت یک مدیر اصولگرا رو نداره و از طرف دیگر هم دلش برای تصدی فدراسیون فوتبال تنگ شده این بار با همکاری بن همام رییس کنفدراسیون فوتبال آسیا و دوست و شریک قدیمی و صمیمیش قصد داره که ناظری بین المللی برای انتخابات فدراسیون فوتبال بفرسته و ناظر هماهنگ با صفایی فراهانی هم انتخابات رو باطل اعلام کنه و بعد از اون کنفدراسیون فوتبال آسیا صفایی فراهانی رو برای دو سال به ریاست فدراسیون فوتبال ایران انتخاب کنه. والله آدم می مونه با این وطن فروشا چیکار کنه.
هانس كريستين اندرسون داستاني دارد كه خيلي هاتون اونو خونديد يا از تلويزيون كارتونش رو ديد به اين قرار كه خياطي براي يك پادشاه مي خواد لباسي بدوزه كه هر كسي كه حرومزاده باشه نمي تونه اون لباس رو ببينه و بعد از اينكه كلي سر پادشاهه رو شيره مي ماله و پول كلوني هم ازش مي گيره پادشاه رو لخت مي فرسته به خيابونها. اول از همه خود پادشاهه كه نمي تونه لباس رو ببينه و براي اينكه لو نده كه حرومزادس چيزي نمي گه و كلي هم از خياط بخاطر كارش تشكر مي كنه. بعد توي خيابونها شروع به راه رفتن مي كنه تا اين لباس فاخر! رو به همه مردم نشون بده. مردم هم كه مي ترسيدند در مورد لختي پادشاه اظهار نظر كنند به صورت تصنعي از لباسي كه تو تن پادشاهه تعريف مي كنند تا بالاخره يه بچه اين وسط پيداش مي شه كه عليرغم تلاش مادرش براي ساكت كردنش داد مي زنه كه بابا اين پادشاه هم كه لخته... مردم هم كه ديگه جرات پيدا كرده بودندهمگي داد مي زنند كه اين پادشاه لخته.
چهار يا پنج سال بيشتر لازم نبود تا براي اهل فكر محرز بشه كه اين جرياناتي كه تحت عنوان جنبش دانشجويي به نام دانشجو و به كام يك عده منافق تموم مي شه يك دروغ بزرگه. اين وسط هر كس هم كه به سوء استفاده هاي جريان هاي تند رو اصلاحات از تحركات كاناليزه شده دانشجويي اعتراض مي كرد بهش انگ ضد دموكراسي و اقتدار گرايي و فاشيسم و صد تا فحش و بد و بيراه ديگه مي دادند. اما امروز ديگه براي خيلي از حتي خود گروههاي دانشجويي اونروز روشن شده كه فضاي ايجاد شده در دانشگاه هاي اونروز توسعه سياسي نبوده و نوعي برده كشي سياسي بوده. از همه مهمتر نقش بيگانگان توي اين جرياناته. زماني كه آيت الله مصباح يزدي گفت كه رييس سازمان سيا با يك چمدان دلار وارد ايران شد والبته منظورش اين بود كه براي اين گروههاي چسبيده به جريان اصلاحات از خارج كمك مي ياد چنان به باد انتقادش گرفتند كه به اسراييل تا به اونوقت اين طور فحش داده نشده بود. اما بعد از فرار عده زيادي از اذناب اصلاحات به آغوش آمريكا واسراييل ديگه جاي ترديد باقي نمي مونه كه دلارهاي سي آي اي كار خودشونو كردند. يكي از همين موارد ماجراي دو تا لات بي سر وپا به نام هاي علي افشاري و اكبر عطري كه الان علي جان شده مسفر راديو و تلويزون صداي آمريكا و ماهيانه پنج شش هزار دلار از طريق نهادهاي دولتي وابسته به سيا حقوق مي گيرن. اما مطلبي كه من رو به نوشتن اين مطلب واداشت اتفاقاتي بود كه تو دانشگاه كلمبيا افتاد و طي اون اين دو تا جعلق همنوا با صهيونيست ها و همجنس باز ها سر سخنراني احمدي نژاد جيق مي كشيدند وصداي گاو گوسفند در مي آوردند. مهمتر از اين قضيه كه به طور رسمي تو اخبار بيست و سي شبكه دو و از قول خبرنگار ايرنا عنوان شده بود اينه كه سايت ادوار نيوز كه از آمريكا مسئوليت خط دهي اوامر آمريكايي و صهيونيستي به پياده نظام دانشجو نما رو داره هم اين قضيه رو تكذيب نكرده و الآن براي اون عده كه يك كمي هم شك دارند كاملا واضح شده بابا اين پادشاه لخت لخته!
يك خبرديگه هم اينكه امشب اخبار ساعت بيست شبكه خبر هم مصاحبه هايي رو با عده اي از افراد سياسي انجام داده بود كه همگي اونها از طيفهاي مختلف چپ وراست مي گفتند كه استفاده از واژه هايي مثل كوتوله هاي سياسي و غضنفر فلان جناح و ساير فحش هاي سياسي كار خوبي نيست الا دو نفر. مرتضي حاجي و حسين مرعشي(برادر زن هاشمي رفسنجاني). اين دو تا آدم يك وجه مشترك دارند و اون هم اينكه هر دوتاشون يك بار براي سخنگويي جبهه دوم خرداد انتخاب شدن و اين موضع گيري يكسان و موافق در مورد موضوعي كه در فضاي سياسي كسي از سياسيون به وضوح از اون حمايت نمي كنه علتش مي تونه اين باشه كه جبهه دوم خرداد از الآن صراحتا اعلام مي كنه كه خط تخريب رو مي خواد در پيش بگيره واز حالا آماده راه انداختن دعوا و فحاشي از طرف دوم خرداديها باشيد.
يا علي.
هشت سال پیش بود که چند روز بعد از بیست و نه بهمن هفتاد و هشت دوره خوش خوشونک عده ای شروع شده بود و فکر می کردند مادام العمر وکیل خوانده مردمند و می توانند با اهرم مجلس هر غلطی که می خواهند بکنند، و بدین سان بود که سایه شوم مجلس ششم برای چهار سال بر سر این مردم افتاد. اما لازم نبود که مجلس ششم شروع به کار کند تا معلوم شود چه اتفاق بدی برای انقلاب و مردم افتاده است. چرا که چند روز بعد از مشخص شدن نتایج انتخابات در ایران، در ترکیه سئوالی در مورد نظام لائیک آن کشور مطرح می شود و رژیم لائیک ترکیه زیر سئوال می رود. در جواب، نخست وزیر وقت ترکیه(اگر اشتبام نکنم بولنت اجویت) می گه که به ایران نگاه کنید و ببینید که انقلاب اسلامیشان بعد از تنها بیست و یک سال با روی کار اومدن چنین آدمهایی در مجلسش از بین رفت اما نظام لائیک ترکیه هفتاد ساله که روی پا ایستاده.
هشت سال زمان زیادی نیست که سراغ بولنت خان ترک بروی و بهش بگی که بابا جان از خواب خرگوشی بلند شو و ببین که عبدالله گل اسلامگرا نه تنها شد رییس جمهورت، بلکه از این به بعد(علیرغم کرم ریختن ژنرالهای گردن کلفت) با همسر محجبش تو کاخ ریاست جمهوری و مجامع ظاهر میشه تا چشم تو و اون ژنرالهای گوسالتون کور بشه و بفهمن که ویزای انقلاب این بار برای ترکیه صادر شده.
پس حالا وقتشه همه با هم بگیم که:
ترکیه ترکیه ما داریم میاییم!
