هوالمحبوب
صبح روز سه شنبه یازدهم سپتامبر 2001 برابر با بیستم شهریور ماه سال 1380 چهار فروند هواپیما در امریکا متعلق به شرکتهای امریکن ایر لاینز و یونایتد ایر لاینز در حین پرواز ربوده می شوند. در ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه صبح اولین هواپیما به اولین برج از برجهای دوقلوی مرکز تجارت جهانی در نیویورک برخورد می کند و هجده دقیقه بعد یعنی در ساعت نه و سه دقیقه دومین هواپیما هم به دومین برج برخورد می کند و طبق گزارش FBI یک هواپیمای دیگر هم به ساختمان پنج ضلعی پنتاگون برخورد می کند و هواپیمای چهارم هم طبق گفته FBI توسط موشک های ضد هوایی ارتش امریکا هدف قرارمی گیرد. این گزارشی بود از آنچه که در ظاهر و در اول کار از اتفاقات افتاده به جهان مخابره شد بود. در ابتدا عده ای گمانه ای را مطرح کردند که ممکن است گروهی تحت عنوان ارتش سرخ ژاپن به تلافی حملات اتمی آمریکا به ژاپن در انتهای جنگ جهانی دوم انجام داده بود این حمله را ترتیب داده اند، فارغ از اینکه اصلا چنین گروهی وجود خارجی دارد یا نه؟ عده ای هم این کار را به گروه دیویدیان نسبت دادند که اقدام FBI در به آتش کشیدن مقر این فرقه در دهه نود را تلافی نموند. جالب است بدانید که تیموتی مک وی عامل انفجار فرمانداری اوکلاهما سیتی که اقدام پلیس فدرال در به آتش کشیدن مقر فرقه دیویدیان را با آن کار تلافی کرد تنها چند روز قبل از واقعه یازدهم سپتامبر اعدام شده بود. سر انجام هم جرج بوش با اعلام اینکه یک جنگ صلیبی دیگر در راه است مظنون اصلی در نظر مقامات آمریکایی را بر ملا کرد.
تحلیل های بسیار زیادی در رابطه با عاملان و طراحان این حملات ارائه شده است و تقریبا اکثر مقامات امریکایی بر این نکته پا فشاری می کردند که این حمله از سوی القاعده انجام شده است. هر چند که در همان زمان های نخستین از رویدادن این اتفاق هم بودند کسانی همچون لیندون لاروش ، از کاندیداهای سابق ریاست جمهوری که این اقدام را به خود دولت آمریکا نسبت داده بودند. اما به هر روی پس از آن امریکا با پا فشاری بر اینکه القاعده عامل این اقدام بود به افغانستان و سپس به عراق حمله کرد و وقع ما وقع.
اما به تدریج و با مرور زمان سئوالات زیادی در اذهان شکل گرفت که تدریج به تردید و سپس یقین در دست داشتن دولت آمریکا در این حملات تبدیل شد. حال تعدادی از مهمترین و ملموسترین این تردیدها را با هم مرور می کنیم.
- با توجه به توان القاعده در ضر به زدن به امریکا و نیروهایش در منطقه خاورمیانه و در کل دنیا که تا قبل از یازدهم سپتامبر محدود به حملات انتحاری به ناوهای امریکایی در خلیج عدن و بمب گذاری در نزدیکی سفارتخانه های امریکا در چند کشور افریقایی می بود آیا پیشرفت و قدرتمندی یکباره القاعده در طراحی و اجرای چنین عملیات بزرگ و پیچیده ای قابل تصور می باشد؟ بعد از وقایع یازده سپتامبر هم هیچ گونه عملیات خارق العاده ای از سوی القاعده ضد نیروها و تاسیسات امریکایی مشاهده نشد!
- پس از انفجار در هواپیمایی خطوط هواپیمایی پان امریکن درلاکربی اسکاتند تا حملات یازده سپتامبر و همچنین بعد از آن هیچ نمونه ای از یک هواپیماربایی موفق در خطوط هوایی امریکا مشاهده نشده است. آیا انجام چنین عملیاتی با ربودن چهار هواپیما به صورت همزمان در امریکا با چنین سابقه ای در کنترل پروازهایش بوسیله غول های اطلاعاتی و امنیتی امکان پذیر است؟ در حالیکه انجام چنین عملیات بزرگی نیازمند طراحی زمانبر و مطالعات فراوان و بکار گیری شبکه های گسترده افراد و گروههای ذیربط با اینگونه حملات می باشد و در این میان همکاری افرادی از درون سیستم امنیتی امریکا با تروریستها بسیار محتمل می باشد، لذا ردیابی و انهدام باند تروریست مذکور توسط سازمان های قدرتمند اطلاعاتی و امنیتی امریکا کار سختی نمی بایست بوده باشد.
- حداقل یکی از هواپیماهای به اصطلاح ربوده شده(حداقل مربوط به عدم اطمینان بنده است) از بوستون در شمال شرق امریکا عازم لوس انجلس در جنوب غرب امریکا بود که در این میان سر از نیویورک در آورد و به یکی از برجها اصابت نمود. صرف نظر از اینکه هواپیمای دوم از چه مبدا و به چه مقصدی از روی زمین بلند شده بود این سئوال اساسی وجود دارد که چرا برج مراقبت در فرودگاه مبدا متوجه انحراف هواپیماهای مذکور به سمت نیویورک و گزارش آن به مراجع ذیربط نگردید. با توجه به اینکه بوستون تا نیویورک فاصله چندان زیادی ندارد در صورت غافلگیری در حمله اول که قطعا موجب هوشیاری مراقبان پرواز در همه فرودگاهها، با اعلان این حمله به تمامی آنها، برای کنترل سایر پروازها می گردید، به راحتی رصد نمودن هواپیمای دوم با دقت بیشتری که در برجهای مراقبت وجود داشت امکان پذیر بود و جلوگیری از برخورد دوم بوسیله نیروی هوایی ویا سیستم پدافند شهری امریکا که مجهز به موشکهای اونجر می باشند، با توجه به فاصله زمانی هجده دقیقه ای بین دو حمله کاملا وجود داشت.
این نکته آنگاه اهمیت بیشتری پیدا می کند که در همه عملیات های از این دست اجرای همزمان تمامی عملیات ها با توجه به اصل غافلگیری نکته ای اساسی می باشد چرا که بر طبق طراحی های قبل از عملیات با اجرای همزمان آنها می بایست اجازه هوشیاری و فرصت عکس العمل را از نیروهای امنیتی گرفت. مطلبی که در تمامی عملیات های اینچنین نظیر آنچه که هم اکنون د رعراق و افغانستان می گذرد مشاهده می شود. به عنوان نمونه مقر تفنگداران امریکایی و فرانسوی مستقر در لبنان که در جریان جنگهای داخلی مواضع مسلمانان را هدف قرار می دادند توسط نیروهای مقاومت اسلامی حزب الله در فاصله ای کمتر از سه دقیقه مورد هدف قرار گرفتند تا اجازه عکس العمل مناسب از نیروهای دشمن گرفته شود. اما در یازده سپتامبر مشاهده شد که هجده دقیقه آسمان امریکا بی صاحب گذاشته شد تا در طی این مدت تمامی خبرگزاریهای مهم دنیا که در نیویورک نمایندگی داشتند خود به سرعت به محل واقعه برسانند و آن را به صورت مستقیم به جهان مخابره کنند. این اقدام از آن رو اهمیت دارد که روایت کردن یک رویداد بسیار مهم با مشاهده عینی آن توسط مخاطبان بسیار متفاوت می باشد و در مشاهده یک رویداد خرابکارانه به این وسعت احساسات بیشتری برانگیخته خواهد شد. لذا می بایست برای مشاهده تمام عالم این زمان مناسب در بین این حملات در نظر گرفته شود.
- این حملات در روزی انجام شد که طبق گفته مقامات امریکایی در آنروز تمامی جنگنده های نیروی هوایی در رزمایشی در خارج از نیویورک حضور داشته اند. آیا منطقی و معقول به نظر می رسد که برای یک رزمایش هوایی تمامی جنگده ها به منطقه عمومی رزمایش منتقل شوند و شهری همچون نیویورک در آستانه نسشت سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل خالی از یک جنگنده برای حفاظت از آن باشد؟ از سوی دیگر آیا فاصله هجده دقیقه ای برای یک جنگنده سوپر سونیک که با سرعت حداقل دو ماخ(حد اقل 2600 کیلومتر بر ساعت) می تواند پرواز کند زمان کمی بود تا خود را به منطقه حمله برساند؟
- در اولین اطلاعاتی که FBI از عاملان این حمله منتشر کرد فردی تبعه عربستان سعودی به نام محمد عطا معرفی شده بود که باز هم به گفته FBI گذرنامه وی سالم از زیر آوارها بیرون آمده بود! یعنی همه اشیاء داخل هواپیما و همچنین خود محمد عطا و لباسهایش همگی سوخته اند و گذرنامه وی سالم یافته شده است!!! چندی بعد یکی از شهروندان عربستانی در عربستان به نام محمد عطا اعلام کرد که در مدتی که در امریکا بوده است گذرنامه خود را گم کرده و این موضوع را به اطلاع مقامات امریکایی نیز رسانده بود.!
- همواره در چنین اتفاقاتی دولتها اقدام به جابجایی مدیران متخلف و کم کار در رابطه با اقدامات صورت گرفته می کنند. اما مشاهده شد که پس از این حملات هیچ کدام از مقامات چه در ارتش و چه در پلیس فدرال و چه در سازمان سیا بر کنار نشدند و اولین برکناری مربوط به برکناری جورج تنت رییس سازمان سیا آن هم یکسال بعد از این اتفاق بود.
- در تصاویری که از ویرانه های پنتاگون پخش شد سوراخ بزرگی مشاهده می شود که هیچ گونه شباهتی به برخورد یک هواپیمای بویینگ 757 ندارد. چرا که هیچ گونه اثری از خرابی های ناشی از اصابت بالهای هواپیما وجود ندارد و ویرانه مذکور به شکل یک حفره می باشد که بیشتر به اصابت یک موشک شبیه است. ضمنا هیچ اثری از قطعات هواپیما در اطراف آن دیده نمی شود و با توجه به عمق حفره به وجود آمده در دیوار ساختمان پنج ضلعی پنتاگون می بایست دم و قسمتهای انتهای هواپیما بیرون از ساختمان قابل مشاهده باشند.
- طبق اعلام FBI مجریان این حملات همگی آموزشهای لازم خلبانی را دیده بودند اما اشاره نشده که آیا هیچ یک خلبانی حرفه ای بوده اند یا نه؟ و با توجه به اینکه اگر هر یک از این افراد یک خلبان می بوده اند حتما در گزارش FBI قید می شد ، حال جای این سئوال وجود دارد که آیا هواپیماهای قاره پیمای بویینگ 767 و 757 که در حملات یاد شده مورد استفاده قرار گرفته ند مگر هواپیماهای آموزشی بوده اند که هواپیما ربایان بعد از ربایش آنها قادر به هدایت آنها به سمت اهداف منهدم شده و انجام چنین عملیات دقیقی باشند؟ این موضوع در مورد حمله به پنتاگون با توجه به ارتفاع کم دیوار آن نسبت به برجهای مرکز تجارت جهانی و نیاز به مهارت فوق العاده برای اجرای آن اهمیت بیشتری پیدا می کند.
- در گزارش FBI آمده است که هواپیمای چهارم توسط سیستم پدافند هوایی منهدم گردیده است اما هیچ گاه از محل سقوط آن تصویری پخش نگردیده است.
این چند نکته کوتاه مشتی از انبوه ابهامات موجود که البته باید گفت مستندات دخالت امریکاییان در این حادثه است که البته می توان گفت ملموسترین آنها می باشد. نکات دیگری از قبیل علت فرو ریختن ساختمان سوم در نیویورک در روز دوازدهم سپتامبر، حملات با میکروب سیاه زخم در ماه های بعد از سپتامبر2001، پیشگوییهای نوستراداموس و ایرادات وارد به آن نیز وجود دارند.
و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون.

